X
تبلیغات
محفل اقتصاد

محفل اقتصاد

سلام

قابل توجه همکلاسی های قدیمی :

نظر به لطف همه شما عزیزان دوباره بر ان شدیم تا وبلاگی با عنوان دیگه چه خبر؟ فضولی ممنوع را راه اندازی کنیم.لذا از کلیه عزیزان که مایل هستند در این امر مرا یاری رسانند نظرات پیشنهادات و عنوان محورهای مطالب را به اطلاع من رسانیده تا در اسرع وقت وبلاگی با کیفیت برتر راه اندازی نمایم....امید است همگی شما در این امر مرا یاری رسانیده و پش از پیش در این راستا همکاری نمایید.قبلا از حسن تعامل همگی شما متشکرم..

ندافی

+ نوشته شده در  چهارشنبه یازدهم اردیبهشت 1392ساعت 21:24  توسط انجمن علمی اقتصاد  | 

 

دوستان عزیزم حسین  باقری و خانم ارزو الماسی  پیوندتان را با تقدیم هزاران گل سرخ تبریک میگویم و زندگی پر از عشق و محبت را برایتان آرزو میکنم. آرزومند خوشبختی شما   علی ندافی

...هر چند عقد دعوتم نکردید ولی منتظر دعوت شام عروسیتون هستم...

+ نوشته شده در  شنبه سیزدهم آبان 1391ساعت 12:30  توسط انجمن علمی اقتصاد  | 

دانشجویان عزیز رشته اقتصاد سال ۸۵ ارزومند دیدارتان هستم ..اگر مایلید بچه های اقتصاد سال ۸۵ دوباره دور هم جمع شوند نظرتان را با من درمیان بگذارید...

ارزومند ارزوهایتان......

یه غریبه اشنا......

+ نوشته شده در  دوشنبه بیست و نهم خرداد 1391ساعت 19:10  توسط انجمن علمی اقتصاد  | 

دوستان عزيزم سلام...

يادش بخير با محفل چه خاطره ها كه داشتيم....ياد بچه هاي ورودي ۸۵ بخير ..اقاي ميلاد پنجه پور (سردبير انجمن علمي اقتصاد  سال ۸۵ تا ۸۹)-خانم عليرويا مسئول واحد بورد انجمن -خانم ازاده الماسي -خانم شيدا نوروزپور همكار من تو قسمت وبلاگ-اقاي محمد مرتضوي مسئول روابط عمومي -حسين باقريان و....

يادش كه مي افتم اشك تو چشمام جمع مي شه...اما الان حدول سه  سال از اون روزا مي گذره...ميلاد الان اخراي دوره سربازيشه...خانم عليرويا و خانم نوروزپور به سلامتي ازدواج كردن و رفتن سر خونه زندگيشون...اقاي مرتضوي هم رفتن قاطي مرغا و الان صاحب زندگي شدن....

ياد اردوهاي دانشجويي بخير -ياد علي اصفهاني-ياد لاله طهماسبي ياد علي جعفري ...خام صادقيان و بقيه بچه ا بخير ..حيف از اون هم خوشي كه قدرشو ندونستيم....

بچه ها دلتنگتونم ولي هميشه به يادتونم..در كنج قلبم لانه از محبت و صفا برايتان ساختهام كه نامتان زير ان از فراموشي در امان است...

شما هم منو فراموش نكنيد... علي ندافي مسئول وبلاگ انجمن سال ۸۵ تا ۸۹

با من در ارتباط باشيد....

+ نوشته شده در  جمعه بیست و دوم اردیبهشت 1391ساعت 13:18  توسط انجمن علمی اقتصاد  | 

فاطمه يعني شرف،يعني حجاب 
فاطمه فخر زنان، روز حساب 
فاطمه يعني رضاي کردگار 
شاهکار خلقت پروردگار 

سالروز میلاد خجسته فاطمه زهرا (س) سرور بانوان جهان، عطای خداوند سبحان، کوثر قرآن، همتای امیر مومنان و الگوی بی بدیل تمام جهانیان مبارک باد 


زهراست درخشندترین آیت داور 
آمد به جهان زهره زهرای مطهر 

هم دختر و هم ام ابیهای پیمبر 
هم بدر درخشان هدی همسر حیدر 

هم جان نبی والده یازده اختر 
جبریل ندا می‏دهد از عرش مکرر 

زهراست درخشنده‏ترین آیت داور 
خورشید وشی از افق مکه در آمد 

صدّیقه کبری زخدا جلوه گر آمد 
حق فاطر و او فاطمه ازعرش برآمد 

او بر صدف عالم خلقت گهر آمد 
برگو به خدیجه زتو به به چه برآمد 

آن دُرّ یگانه که بود معنی کوثر 
اوبضعه پیغمبر و انسیه حور است 

او آیت عظمای خداوند غفور است 
جز او چه کسی لایق میقات حضور است 

او شافعه شیعه خود، یوم نشور است 
او را نه جهان جلوه‏گر عرضه نور است 

او جلوه نماید به خدا در صف محشر 
ای عرش خدا عاشق یک لحظه سجودت 

وز هرچه قیام تو و از هر چه قعودت 
خورشید بود پرتوی از نور وجودت 

فردوس بود گوشه‏ای از سفره جودت 
محروم بود از در حق خصم حسودت 

آن کاو بزد از کینه در کوی تو آذر 
ای مایه آرامش هر قلب مشوش 

نامت به سراپرده عرش است منقش 
از بال ملایک شده کوی تو مفرش 

ای گوهر دریای نبی سکه بی‏غش 
بر جان عدوی توفتد شعله آتش 

بر عاشق تو رحمت حق باد مقرر 
ای باغ نبوت را شیرین بر و حاصل 

ما را به جهان نیست به جز عشق تو در دل 
بر ما نظری از کرم ای رافع مشکل 

از کوی تو فردا همگی راهی منزل 
ای نور خدا کم مکن از ما تو معدل 

روزی که گشایند زما نامه و دفتر 
ای بانوی فرزانه دین نور الهی 

در هر دو سرا جز نداریم پناهی 
در یوزگی کوی تو ما راست گواهی 

ما را به رسان روز قیامت به رفاهی 
بنما زره لطف به (صدّیق) نگاهی 

حق پدر و شوهر و سبطین مطهر

فاطمه زهرا حوریه بهشتی بود

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم خرداد 1390ساعت 0:53  توسط انجمن علمی اقتصاد  | 

پیتر فیلیپس

در فهرست هزار اقتصاددان برتر جهان اولین نام پیترچارلز بونست فیلیپس است. فیلیپس در روز ۲۳ ماه مارس سال ۱۹۴۸ میلادی در كشور انگلیس دیده به جهان گشود و در سال ۱۹۶۹ میلادی مدرك كارشناسی خود را در رشته اقتصاد از دانشگاه اوكلند انگلیس اخذ كرد. وی در این سال‌ها در رشته ریاضیات محض و ریاضیات كاربردی نیز تحصیل می‌كرد اما پس از اتمام سال سوم تحصیل در این رشته‌ها از ادامه آنها انصراف داد و مدركی اخذ نكرد.

وی در سال ۱۹۷۱ میلادی موفق به اخذ مدرك كارشناسی ارشد در رشته اقتصاد از دانشگاه اوكلند شد و در سال ۱۹۷۴ میلادی از دانشكده علوم اقتصادی و سیاسی دانشگاه لندن مدرك دكترا گرفت. رشته تخصصی فیلیپس در مقطع دكترا رشته اكونومتریك بود كه پروفسور جی‌ـ دی سارگان راهنمایی وی در این مقطع را برعهده داشت. فیلیپس موضوع پایان‌نامه دوره دكترای خود را «مسائل دربرآورد مدل‌های زمان‌دار پیوسته» قرار داد و پس از اتمام این تحقیق از طرف دانشگاه برای انجام این كار مورد تشویق و تقدیر قرار گرفت. برترین اقتصاددان جهان كار خود را در رشته مورد علاقه‌اش از زمانی آغاز كرد كه مدرك كارشناسی را در این رشته دریافت كرد. در سال ۱۹۶۹ میلادی فیلیپس برای اولین بار به عنوان كمك‌استاد وارد كلاس‌های درسی رشته اقتصاد شد و یافته‌هایش را به نوآموزان رشته اقتصاد انتقال داد. در سال‌های ۱۹۷۰ و ۱۹۷۱ میلادی وی كمك مربی در دانشگاه اوكلند بود و در فاصله سال‌های ۱۹۷۲ تا ۱۹۷۶ میلادی به عنوان مدرس رشته اقتصاد در دانشگاه Essex فعالیت می‌كرد. در این فاصله زمانی وی مدرك دكترای خود را نیز گرفت. پس از ارائه پایان‌نامه دوره دكترایش به عنوان یكی از برترین دانشجویان اقتصاد كشور انگلیس شهرت پیدا كرد. این شهرت در كنار زمینه علمی وی به فیلیپس كمك كرد تا بتواند استاد كامل دانشگاه شود. وی در فاصله سال‌های ۱۹۷۶ تا ۱۹۷۹ میلادی استاد كامل رشته اكونومتریك و آمارهای اجتماعی در دانشگاه بیرمنگام بود. در همین سال‌ها وی به عنوان هیات علمی دانشگاه بیرمنگام نیز انتخاب شد. پس از آن در سال‌های ۱۹۷۹ تا ۱۹۸۵ میلادی پروفسور فیلیپس وارد دانشگاه Yale شد و به جمع برترین اقتصاددانان جهان در این دانشگاه پیوست. از آن پس تاكنون وی مدتی در دانشگاه اوكلند و مدتی را نیز در دانشگاه اقتصاد نیویورك گذرانده و بیشتر از تدریس به پژوهش و تحقیق مشغول است. البته در این فاصله همكاری خود با دانشگاه Yale را قطع نكرد. وی طی سال‌های فعالیتش در علم اقتصاد مقالات تئوریك بسیاری را نوشته كه اكثر آنها در مجلات مطرح و محبوب اقتصادی جهان بارها چاپ شده‌اند. وی كه در حوزه‌های مختلف اكونومتریك پژوهش‌های زیادی انجام داده است برترین كارهای تحقیقاتی‌اش را كارهایی می‌داند كه در زمینه تئوری‌های اكونومتریك،‌ اكونومتریك‌های مالی، سری‌های زمانی و اقتصاد كلان كاربردی انجام داده است. فیلیپس كه بنیانگذار مجله تئوری‌های اكونومتریك بود مقالات شمار زیادی از اقتصاددانان مطرح را در این مجله به چاپ رسانید تا علاقه‌مندان حوزه‌های مختلف علم اقتصاد بتوانند با تئوری‌ها و نظریات مختلف اقتصاددانان آشنا شوند. وی اولین ویراستار تئوری‌های اقتصادی و اكونومتریك در این مجله بود و به همین دلیل نیز مجله تئوری‌های اكونومتریك از محبوبیت و مقبولیت زیادی در میان طرفداران این علم برخوردار است. فیلیپس در سال ۱۹۹۹ میلادی لوح تقدیری را از جشنواره تئوری‌های اكونومتریك دریافت كرد. در آن سال وی یكی از اعضای بانفوذ اتحادیه اقتصاددانان نیوزیلند بود و مقالات مطرحی را در مجله اكونومتریك‌های كاربردی چاپ كرده بود. البته یك سال پیش از آن یعنی در سال ۱۹۹۸ میلادی این دانشمند بزرگ مدال علم و تكنولوژی نیوزیلند را دریافت كرد كه برترین نشان علمی در این منطقه است. فیلیپس در سال ۲۰۰۰ میلادی اقتصاددان برتر سال شناخته شد و در سال ۲۰۰۳ میلادی مدال دوسالانه الگوسازی و تشبیه‌سازی جامعه استرالیا و نیوزیلند را دریافت كرد و بار دیگر بر پایه علمی وی صحه گذاشته شد. شایان ذكر است پیتر فیلیپس از سال ۱۹۸۱ میلادی تا به حال عضو جامعه اكونومتریك انگلیس است و عضویت اتحادیه آماری آمریكا را از سال ۱۹۹۳ میلادی تاكنون دارد. از اواخر دهه ۱۹۹۰ میلادی وی عضو افتخاری موسسه آمارهای ریاضی است و با قدرت و درایت بسیار به فعالیت در این بخش‌ها مشغول است.

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم خرداد 1390ساعت 0:43  توسط انجمن علمی اقتصاد  | 

مرد بیکاری برای سِمَتِ آبدارچی در مایکروسافت تقاضا داد. رئیس هیئت مدیره با او مصاحبه کرد و تمیز کردن زمین را – به عنوان نمونه کار- دید و گفت: «شما استخدام شدین، آدرس ایمیلتون رو بدین تا فرمهای مربوطه رو واسه تون بفرستم تا پر کنین و همینطور تاریخی که باید کار رو شروع کنین..» مرد جواب داد: «اما من کامپیوتر ندارم، ایمیل هم ندارم!» رئیس هیئت مدیره گفت: «متأسفم. اگه ایمیل ندارین، یعنی شما وجود خارجی ندارین. و کسی که وجود خارجی نداره، شغل هم نمیتونه داشته باشه.» مرد در کمال نومیدی اونجا رو ترک کرد. نمیدونست با تنها ۱۰ دلاری که در جیبش داشت چه کار کنه. تصمیم گرفت به سوپرمارکتی بره و یک صندوق ۱۰ کیلویی گوجه فرنگی بخره. بعد خونه به خونه گشت و گوجه فرنگیها رو فروخت. در کمتر از دو ساعت، تونست سرمایه اش رو دو برابر کنه. این عمل رو سه بار تکرار کرد و با ۶۰ دلار به خونه برگشت. مرد فهمید میتونه به این طریق زندگیش رو بگذرونه، و شروع کرد به این که هر روز زودتر بره و دیرتر برگرده خونه. در نتیجه پولش هر روز دو یا سه برابر میشد. به زودی یه گاری خرید، بعد یه کامیون، و به زودی ناوگان خودش رو در خط ترانزیت (پخش محصولات) داشت ….. پنج سال بعد، مرد دیگه یکی از بزرگترین خرده فروشان امریکا شد. شروع کرد تا برای آینده خانواده اش برنامه ریزی کنه، و تصمیم گرفت بیمه عمر بگیره. به یه نمایندگی بیمه زنگ زد و سرویسی رو انتخاب کرد. وقتی صحبت شون به نتیجه رسید، نماینده بیمه از آدرس ایمیل مرد پرسید. مرد جواب داد: «من ایمیل ندارم.» نماینده بیمه با کنجکاوی پرسید: «شما ایمیل ندارین، ولی با این حال تونستین یک امپراتوری در شغل خودتون به وجود بیارین.. میتونین فکر کنین به کجاها میرسیدین اگه یه ایمیل هم داشتین؟» مرد برای مدتی فکر کرد و گفت: «آره! احتمالاً میشدم یه آبدارچی در شرکت مایکروسافت! »

اگر بخواهیم به نداشته ها و نقاط ضعف خود بیاندیشیم بایستی همیشه درجا بزنیم. یکی از خصوصیات افراد موفق عملگرا بودن است. آنها با علم به نقاط ضعف و تهدیدها، شروع می نمایند و منتظر ایده آل ها نمی مانند 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم خرداد 1390ساعت 0:37  توسط انجمن علمی اقتصاد  | 

شايد دریای نور  (شکل مقابل) در ميان جواهرات ملی ايران، مقام اول را دارا باشد. اين الماس معروف و الماس کوه نور، ظاهراً به علت قرابت نام، پيوسته يک زوج به شمار می‌آمده اند، در حالی که از نظر تراش و رنگ هيچ وجه مشترکی با يکديگر ندارند. هر دو گوهر از آن نادر شاه بود، اما الماس کوه نور، بعد از مرگ نادر شاه، توسط احمدشاه درانی به افغانستان برده شد. بعداز احمدشاه، به شاه شجاع منتقل شد و پس از شکست شاه شجاع به دست سردار هندی، ملقب به شير پنجاب، الماس مزبور به تصرف سردار نامبرده درآمد. اين گوهرها بعدها به دست کمپانی هند شرقی افتاد و بدان وسيله به دربار انگلستان راه جست و به ملکه ويکتوريا هديه گرديد. هم اکنون نيز اين گوهر در تاج ملکه اليزابت، مادر ملکه فعلی انگلستان، نصب است.
الماس دريای نور، پس از قتل نادرشاه، به نوه او شاهرخ ميرزا رسيد، سپس به دست اميرعلم خان خزيمه و بعداً به دست لطفعلی خان زند افتاد. هنگاميکه لطفعلی خان به دست آقا محمدخان قاجار شکست خورد، گوهر مذبور به گنجينه جواهرات قاجار منتقل گشت.
ناصرالدين شاه معتقد بود اين گوهر يکی از گوهرهای تاج کوروش بوده است و خود او بسيار به اين گوهر گرانبها علاقه داشت و زمانی آن را به کلاه و گاهی به سينه خود نصب می کرد و حتی توليت دريای نور را منصبی مخصوص قرار داد و اين افتخار مهم را به اعيان و بزرگان کشور محول می داشت.
دريای نور بعدها داخل موزه دولتی گرديد و اينک زينت بخش خزانه جواهرات ملی است. وزن دريای نور 182 قيراط (هر قیراط 200 میلی گرم) است و رنگ  آن صورتی است که کمياب‌ترين رنگ الماس است.
در سال 1344، هنگام بررسی جواهرات ملی توسط دانشمندان کانادايی، درباره اين گوهر نکته بسيار جالب توجهی کشف شد:
تاورنيه، سياحتگر و جواهرشناس معروف فرانسوی، در کتاب خود از الماس صورتی رنگ به وزن 242 قيراط سخن می گويد و اشاره می کند در سال 1642 ميلادی آن را در شرق ديده است و نقشه و اندازه های آن را نيز در کتاب شرح می دهد و آن را
Grand Table Diamante ( الماس يا لوح بزرگ ) می نامد. رنگ و شکل اين الماس توجه دانشمندان کانادايی را جلب کرد و ايشان معتقدند الماس دريای نور و نورالعين در اصل يک قطعه الماس بوده و بعداً آنرا به دو تکه قسمت نموده اند که تکه بزرگ آن دريای نور نام گرفته و تکه کوچک آن که به وزن 60 قيراط است، نورالعين ناميده شده و در حال حاضر در وسط نيم تاج شماره 2 گنجه 26 قرار دارد.

منبع: سایت بانک مرکزی

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم خرداد 1390ساعت 0:34  توسط انجمن علمی اقتصاد  | 

گلچین روزگار عجب با سلیقه است

                          می چیند آن گلی که به عالم نمونه است

 

سرکار خانم هنرمند همکلاسی قدیمی با نهایت تاسف و تاثر و با قلبی اکنده از غم و اندوه در گذشت ناگهانی ژدر گرامیتان را به شما و خانواده عزیزتان تسلیت عرض نموده و برای آن مرحوم اجر جمیل  و برای شما و خانواد محترمتان صبر جزیل از خداوند منان ارزومندم.

من و همه بچه های رشته اقتصاد را در غمتان هم نوا بدانید.

 

ندافی مدیر اسبق وبلاگ انجمن علمی اقتصاد

 

+ نوشته شده در  چهارشنبه چهارم اسفند 1389ساعت 18:19  توسط انجمن علمی اقتصاد  | 

دلایل علاقه فلاسفه به علم اقتصاد

آدمیان درباره اقتصاد از زمانی فکر می کردند که درباره چگونگی مدیریت خانواده هایشان می اندیشیدند. در واقعارسطو مطالعه امور اقتصادی یک شهر را به مطالعه مدیریت خانوار تشبیه می کرد. طی دو هزار سال میان ارسطو و آدام اسمیت، می توان تفکرات مربوط به مسائل اقتصادی را عمدتاً در زمینه مباحث پرسش های سیاستی یا اخلاقی یافت. به عنوان مثال فلاسفه اسکولاستیک پول و بهره را در بررسی های مربوط به عادلانه بودن «ربا» (بهره وام پولی) مورد نقد قرار داده اند و در قرن هفدهم، مباحث زیادی درباره سیاست تجارت خارجی وجود داشت. اقتصاد به عنوان یک رشته جداگانه تنها با این ایده شجاعانه قرن هجدهم پدیدار شد که «اقتصادهایی» وجود دارند. یعنی نظام های مستقل قانونمند (low-governed) از تعامل بشری مربوط به تولید، توزیع و مبادله وجود دارند. این دیدگاه هم اکنون به خوبی در کتاب «ثروت ملل» آدام اسمیت شرح داده شده است که بیشتر علم اقتصاد از آن به دست می آید.

 علم اقتصاد در سه زمینه اصلی زیر مورد علاقه و رغبت فلسفی است:

۱) علم اقتصاد پرسش های اخلاقی مربوط به رفاه، عدالت و آزادی را مطرح می کند.
۲) علم اقتصاد پرسش های مربوط به ماهیت عقلانیت را مطرح می کند.
۳) علم اقتصاد پرسش های روش شناسانه یا معرفت شناسانه مربوط به خصیصه و امکان پذیری دانش پدیده های اجتماعی را مطرح می سازد. نظریه مبنایی اقتصاد ارتدوکس استاندارد مورد علاقه خاص معرفت شناسانه است، زیرا با نظریه های علوم طبیعی و عملکرد تجربی نامتوازن (Uneven) آن شباهت دارد.

بیش از ۱۵۰ سال پیش جان استوارت میل با این مسأله مواجه شد که چگونه می تواند احترام زیاد وی به علم اقتصاد (به رغم کفایت های تجربی آن) را با تعهد وی به تجربه گرایی آشتی دهد. راه حل وی که توسط اغلب اقتصاددانان تا دهه ۱۹۳۰ پذیرفته شده بود، آن بود که اصول اساسی علم اقتصاد براساس درون نگری یا تجربه روزمره بنا شود. بنابراین به رغم نادقیق بودن پیامدهای آن، که به دلیل سر و کار داشتن علم اقتصاد با مهم ترین عوامل تعیین کننده پدیده های اقتصادی از آن انتظار می رود، به طور توجیه پذیری می توان به علم اقتصاد اطمینان داشت.
در دهه ۱۹۳۰ دیدگاه های «میل» به عنوان این که بسیار دگماتیک و به طور ناکافی تجربی است، رد شد. اما دیدگاه هایی که پس از میل طی نسل بعد از جنگ جهانی دوم، مطرح شد، برجسته ترین آنها موضع میلتون فریدمن و دیدگاه های به دست آمده از آثار کارل پاپر و ایمره لاکاتوش بودند. این دیدگاه ها کمتر توانستند به طور رضایت بخشی نواقص تجربی نظریه های اقتصادی را برطرف سازند، به گونه ای که از نواقص مطالب میل کمتر باشد. طی دهه گذشته چندین حرکت جدید از رد ارزیابی روش شناسانه دونالد مک کلاسکی از یک حد نهایی (extreme) تا نتیجه گیری الکساندر روزنبرگ مبنی بر این که علم اقتصاد نمی تواند یک علم تجربی موفقی باشد در نقطه مقابل آن وسعت و تنوع داشته است.

۱) علم اقتصاد چیست
۲) چرا علم اقتصاد از لحاظ فلسفی اهمیت دارد
۳) مباحث کلاسیک درباره مبانی فلسفی
۴) دیدگاه های اصلی نوین
۵) جهت گیری های پژوهش جاری
۶) نتایج

۱) علم اقتصاد چیست ؟
اقتصاد معاصر به شاخه ها و مکاتب زیادی تقسیم شده است. مکتب اصلی «ارتدوکس» در اقتصاد، «مکتب نئوکلاسیک»، یا «نئووالراسی» است که پیامدهای اقتصادی را به عنوان «تعادل ها» الگوسازی می کند که در آن افراد با توجه به ترجیحات و محدودیت هایی که در انتخاب شان دارند برای خود تلاش می کنند. در تمامی شاخه های اقتصاد ارتدوکس فروض استاندارد مربوط به امکانات فناورانه و انتخاب فرد، مشترک است. با ثابت در نظر گرفتن سایر نهاده ها، تولید مشروط به بازدهی نزولی نسبت به واحدهای اضافی هر نهاد داده معین است، و فرض شده است که بازدهی فزاینده به مقیاس ندارد. انتخاب های عقلانی هر یک از عوامل مقید به موجودی اولیه منابع و کالاها و امکانات فناورانه است. عوامل، عقلایی هستند، به این معنا که انتخاب های آنها براساس ترجیحات شأن انجام می شود که کامل و انتقالی است. ترجیحات یک عامل، کامل هستند اگر عامل بتواند تمام آلترناتیوها را رتبه بندی نمایند. ترجیحات یک عامل انتقالی هستند اگر برای تمام آلترناتیوهای x و y و z، هرگاه عامل، x را بر y و y را بر z ترجیح دهد (و به طور مشابه برای بی تفاوتی) آنگاه عامل، x را بر z ترجیح دهد. نوعاً فرض می شود که عوامل خواهان مصرف یا فراغت بیشتر برای خانوارهایشان و خواستار بازدهی خالص بیشتر برای بنگاه هایشان هستند. فرض می شود در بازارهای رقابتی، بنگاه ها و افراد نمی توانند بر قیمت ها اثر گذارند ولی اقتصاددانان و نظریه پردازان نظریه بازی نیز علاقه مند به تعامل های استراتژیک هستند که در آن انتخاب های منطقی افراد جداگانه، به یکدیگر وابسته اند.

اقتصاد ارتدوکس دارای چهار شاخه اصلی و تخصص های فرعی بسیاری است. نگریستن به پدیده های اقتصادی به عنوان تعادل ها ناشی از انتخاب عقلانی مقید افراد دارای اهمیت بیشتر در برخی شاخه ها و تخصص های فرعی علم اقتصاد است. هرچند این موضوع در اغلب شاخه های نظری شامل: اقتصاد خرد، نظریه تعادل عمومی و نظریه بازی، موقعیت کانونی دارد، در مقابل، اقتصادسنجی (شاخه دوم) به همان اندازه که اقتصاد است، آمار نیز هست. اقتصادسنجی از داده ها و فنون آماری به منظور تعیین ارزش پارامترها و آزمون الگوهای خاص استفاده می کند. اقتصاد کلان (شاخه سوم) با تمامی اقتصادها و خصوصاً با علل دوره های کسب و کار و رشد اقتصادی سر و کار دارد. پیوندهای کتاب «نظریه عمومی» جان مینارد کینز با انتخاب فردی ضعیف است. در مقابل، اقتصاددانان معاصر دارای نظریه های اقتصاد کلان آلترناتیو دفاع شده ای هستند که در آن نگریستن به پدیده های اقتصادی به عنوان تعادل های ناشی از انتخاب های عقلانی مقید، جایگاه مرکزی دارد. چهارمین شاخه علم اقتصاد، شامل کار ارتدوکس در «اقتصاد کاربردی» (آنچه اغلب اقتصاددانان انجام می دهند) است که با تصویر نظری عمومی از تعادل اقتصادی سازگار است ولی نظریه های کاربردی، ساده سازی بیشتری جهت تسهیل کاربرد انجام می دهد. در داخل تخصص های فرعی خاص مانند نظریه تجارت بین الملل، اقتصاد کار یا اقتصاد مالی، می توان اثری را یافت که در راستای هر چهار شاخه اصلی قرار دارد.
مکاتب زیاد دیگری غیر از مکتب نئوکلاسیک نیز در علم اقتصاد وجود دارد. «اقتصاددانان اتریشی» دیدگاه های ارتدوکس در مورد انتخاب ها و قیود را می پذیرند، ولی بر نااطمینانی تأکید می کنند و می پرسند که آیا باید پیامدها را به عنوان تعادل ها در نظر گرفت. «اقتصاددانان نهادی» درباره ارزش نظریه پردازی عمومی تجریدی می پرسند. آنها بر اهمیت تعمیم های مربوط به هنجارها و رفتار در داخل نهادهای خاص تأکید می کنند. اثر کاربردی در اقتصاد ارتدوکس برخی اوقات بسیار مشابه اقتصاد کاربردی نهادگراست. «اقتصاددانان مارکسی» به طور سنتی نظریه های اقتصادی کارل مارکس را تبیین نموده و توسعه داده اند، ولی اخیراً بسیاری از اقتصادانان مارکسی مفاهیم و موضوعات سنتی مارکسی را با ابزارهای قرض گرفته شده از نظریه اقتصادی ارتدوکس بازنگری کرده اند. متخصصان «اقتصاد اجتماعی»، «اقتصاد رفتاری»، «نظریه پردازان آشوب»، «پساکینزی ها» و «نئوریکاردی ها» نیز وجود دارند. در داخل خود اقتصاد ارتدوکس نیز رهیافت ها یا مکاتب بسیار متفاوتی مانند: «نطریه پردازان کارگزاری»، «مکتب شیکاگو»، «اقتصاد سیاسی مبتنی بر قانون اساسی»، «اقتصاد نهادی جدید» و «نظریه انتخاب عمومی» وجود دارد. اقتصاد یک رشته همگن نیست. این مقاله روی نظریه اقتصاد نئوکلاسیک متمرکز خواهد شد، زیرا مکتب ارتدوکس نئوکلاسیک شناخته شده ترین و بانفوذترین مکتب اقتصادی است و نظریه کانونی آن بیشترین توجه فلسفی را به خود جلب کرده است.

۲( چرا علم اقتصاد مورد علاقه و رغبت فلسفی است

علم اقتصاد در سه زمینه اصلی زیر دارای اهمیت فلسفی است:

۱) در علم اقتصاد پرسش های اخلاقی مربوط به آزادی، رفاه اجتماعی و عدالت مطرح می شود. هرچند اقتصاددانان غالباً انکار می کنند که نظریه هایشان دارای محتوای اخلاقی است، ولی آنها درباره این که چگونه می توان زندگی را بهتر ساخت، به ما اندرز می دهند. بازارها که نهادهای مرکزی هستند که علم اقتصاد به طور سنتی با آن سر و کار داشته است، به تعامل های داوطلبانه مربوط است. هنوز بازارها مکانیزم هایی هستند که به طور همزمان فعالیت های افراد را تنظیم می کنند و کالاها را میان مردم تخصیص می دهند. از این رو پرسش های اخلاقی پیچیده ای مربوط به اعمال زور، اقدام داوطلبانه و عدالت اجتماعی مطرح می شود. تمامی شخصیت های برجسته در فلسفه سیاسی و اجتماعی معاصر آنرا نقد کرده اند و تحت تأثیر کار انجام شده در علم اقتصاد بوده اند. (ن.ک: هاسمن و مک پرسون (۱۹۹۳) و کتاب اقتصاد و اخلاق).

۲) اقتصاد نظری معاصر تا حد زیادی یک نظریه انتخاب عقلایی است. این ممکن است تعجب آور به نظر برسد، چون فرض بر این است که علم اقتصاد یک علم توضیحی و پیش بینی کننده تعامل های عملی میان مردم است، نه آن که یک علم نورماتیو باشد که بگوید آدمیان چگونه باید به طور عقلایی انتخاب کنند بلکه در واقع آن را یک واقعیت می داند. این واقعیت علائق اقتصاد دانان را به علائق فلاسفه ای که با انتخاب عقلایی سر و کار دارند پیوند می زند.

۳) علم اقتصاد پرسش های مهمی در فلسفه علم مطرح ساخته است. تا حدی این به خاطر آن است که «تمامی» رشته های معرفتی مهم، پرسش هایی برای معرفت شناسی یا فلسفه علم مطرح می سازند.

اما نظریه ارتدوکس به هفت دلیل زیر مورد علاقه خاص روش شناسانه است:

▪ (اثبات و هنجاری) به اندازه ای که در علم اقتصاد ظاهراً موضوعات هنجاری رسوخ کرده، پرسش های روش شناسانه ای درباره ارتباطات میان علم اثباتی (آنچه هست) و علم هنجاری (آنچه باید باشد) مطرح می شود. دیدگاه استاندارد اینست که علم اثباتی اقتصاد مانند مهندسی، به سیاستگذاران برای انتخاب ابزارهایی برای نائل شدن به اهداف شان کمک می کند ولی هیچ موضعی برای انتخاب خود اهداف ندارد. این دیدگاه پرسش برانگیز است، زیرا اقتصاددانان باید تشخیص ناقص اهداف و محدودیت های ارائه شده توسط سیاستگذاران را تفسیر و تبیین نمایند.
▪ (دلایل و علل) این مورد علاقه فلسفی است که اقتصاد نظری ارتدوکس تا حد زیادی یک نظریه انتخاب های عقلایی است، همچنان که نظریه ای است که توضیح می دهد و نتایج اقتصادی را پیش گویی می کند. هر چند اقتصاددانان علاقه بیشتری به نتایج جمعی شده، انتخاب های فردی دارند تا به انتخاب های خودشان، ولی نظریه های اقتصاددانان، تبیین های علی (causal) برای علت انتخاب افراد و دلایل انتخاب شان ارائه می کند. درون اقتصاد ارتدوکس شامل گونه خاصی از «روانشناسی عامیانه» است و اقتصاد ارتدوکس زمینه خاصی فراهم می کند که در آن بپرسیم که آیا تبیین های روان شناسانه اقوام بر حسب دلایل می تواند تفسیرهای علی نیز باشد.
▪ (طبیعت گرایی) از میان تمامی علوم اجتماعی، علم اقتصاد شباهت زیادی به علوم طبیعت دارد. نظریه های اقتصادی آگزیوماتیزه شده اند و مقالات و کتابهای علم اقتصاد مملو از قضایا است. از میان تمامی علوم اجتماعی، تنها علم اقتصاد به جایزه نوبل می بالد. لذا علم اقتصاد یک مورد آزمون برای کسانی است که با میزان شباهت ها و تفاوت های میان علوم طبیعی و علوم اجتماعی سر و کار دارند.
▪ (تجرید و آرمانی سازی) علم اقتصاد پرسش های مربوط به مشروعیت تجرید شدید و آرمانی سازی را مطرح می کند. به عنوان مثال الگوهای اقتصادی غالباً تصریح می کنند که همه انسان ها کاملاً عقلایی و دارای اطلاعات کامل هستند یا این که کالاها به طور نامحدودی قابل تقسیم می باشند. چنین ادعاهایی، اغراق ها است و به وضوح نادرست هستند. آیا علم خوب می تواند چنین ادعاهای نادرستی داشته باشد
▪ (جمله واره «ثبوت سایر شرایط») از آنجا که اقتصاددانان سعی در مطالعه پدیده های اقتصادی به عنوان یک علم جداگانه دارند که تنها متأثر از تعداد اندکی از عوامل علی است، از این رو ادعاهای علم اقتصاد تنها با ثبوت سایر شرایط درست هستند؛ یعنی تنها در صورتی درست هستند که هیچ گونه علل مختل کننده یا مداخله ای وجود نداشته باشد. جمله واره «ثبوت سایر شرایط» چیست و چه وقت کاربرد آن در علم درست است
▪ (علیت) بسیاری از تعمیم های مهم در علم اقتصاد، ادعای علی بودن دارند. به عنوان مثال، قانون تقاضا ادعا می کند که افزایش قیمت (با ثبوت سایر شرایط) مقدار تقاضا شده را کاهش خواهد داد. هنوز اقتصاددانان به دلیل طرح شدن این مطلب که نتایج دارای علل واحد هستند و بخاطر مشکلات تلفیق صحبت از علیت و صحبت از تعیین متقابل تعادل، در مورد به کارگیری زبان علی محتاط هستند. اقتصاد سنج ها عمیقاً دغدغه امکان پذیری تعیین روابط علی یا استفاده از شواهد آماری و همچنین دغدغه تناسب روابط علی با امکان پذیری انجام بر آورد سازگار مقادیر پارامتری دارند.
▪ (ساختار و استراتژی) طی نسل گذشته، فلاسفه علم با درک مفهوم ساختارهای نظری بزرگتری سر و کار داشتند که تحقیقات را در سنت های تحقیقی خاص یا برنامه های تحقیق ویژه متحد ساخته و هدایت می کند. از آنجا که اقتصاد ارتدوکس به طور کاملاً نظام وار یکپارچه شده است- هرچند نه کاملاً به طریقی که کاهن (۱۹۷۰) یا لاکاتوش (۱۹۷۰) بحث کرده اند- ولی در عین حال معماهای جالبی درباره آنچه تحقیق را هدایت می کند، مطرح می شود. از آنجا که موفقیت اقتصاد ارتدوکس، بحث برانگیز است، این «سنت پژوهشی» نیز پرسش هایی درباره این که تحقیق یکپارچه و محدود شده، چگونه باید باشد، مطرح می سازد. موارد یاد شده هفت موضوع دارای بیشترین اهمیت فلسفی در نظریه اقتصاد نئوکلاسیک هستند و بسیاری از این موضوعات مربوط به تمامی مکاتب علم اقتصاد است.

*۳) مباحث اولیه درباره مبانی فلسفی

اندیشه های روش شناسانه صریح درباره علم اقتصاد به دهه ۱۹۳۰ به اثر ناساسنیور (۱۸۳۶) و جان استوارت میل (۱۸۳۶) باز می گردد. اندیشه های روش شناسانه آنها باید بر زمینه نظریه اقتصادی که آنها با آن آشنا بودند درک شود. آن نظریه (اقتصاد کلاسیک) به طور نسبی مطالب اندکی درباره به انتخاب های مصرف کنندگان گفته است و فروض کرده است که انسان ها به دنبال ثروت بیشتر هستند و بیش از اندازه متمایل به باز تولید می باشند. با وجود بازدهی نزولی به مقیاس در کشاورزی و افزایش جمعیت، نرخ بازدهی در کشاورزی ( و با فرض جابه جایی سرمایه در سایر موارد) کاهش خواهد یافت و نتیجه نهایی وضعیت ایستایی خواهد بود که در آن سود پائین است، کارگران دستمزدهای معیشتی دریافت می کنند و مالکان، رانت بزرگی به دست می آورند با توجه به این دیدگاه در مورد آینده، علم اقتصاد، (علم ملال آور) نامیده شده است. اقتصاد کلاسیک مانند نظریه معاصر متکی به ساده سازی های جسورانه ای است که مشکلات تجربی دارد. هرچند جمعیت به طور قابل ملاحظه ای رشد کرد. نرخ بازدهی در قرن نوزدهم به شدت کاهش نیافت و دستمزدها شدیداً افزایش پیدا کرد.

میل به طور جدی متعهد به علم اقتصاد روز خود بود، هنوز وی یک تجربه گرای اکید بود. از آنجا که علم اقتصاد مواجه با چنین مشکلات تجربی عمده ای بود، ممکن است به نظر برسد که جان استوارت میل مجبور به تغییر معرفت شناسی اش یا تکذیب علم اقتصادش خواهد بود. این تضاد میان تجربه گرایی و علم اقتصاد را در نظر بگیرد که ناشی از عدم تأییدهای ظاهری علم اقتصاد و مشکل آزمون کردن آن، یعنی «مسأله میل» می باشد. میل تلاش کرد با دفاع از این که فروض اساسی علم اقتصاد به طور تجربی ایجاد شده است به وسیله روانشناسی درون نگرانه یا به وسیله آزمون تجربی ادعاهای تجربی مانند: قانون بازدهی های نزولی، این مسأله را حل کند. این مقدمات به خوبی حمایت شده، بیان می کند که چگونه عوامل علی مشخص، عمل می کنند. اگر تنها عوامل علی مؤثر بر پدیده های اقتصادی آن عوامل مشخص شده در این فروض باشند، آنگاه پیش بینی های نظریه اقتصادی درست خواهد بود. اما پدیده های اقتصادی به عوامل علی بسیاری بستگی دارند که از نظریه های اقتصادی به جای مانده اند. در نتیجه، استلزام ها «نادقیق» هستند. آنها همواره نادقیق هستند و وقتی عوامل به جای مانده، دارای اهمیت خاصی هستند، پیش بینی های نظریه ها ممکن است به طور کامل اشتباه باشند. این «نادقیق بودن» توضیح می دهد که چرا پیامدهای نظریه های اقتصادی اینقدر ضعیف تأیید شده است و از این رو مسائل، نشان نمی دهند که هیچ چیز اشتباهی در تعمیم های اساسی علم اقتصاد وجود داشته باشد. از دیدگاه جان استوارت میل، تأیید تجربی نظریه های اقتصادی، غیر مستقیم و «استنتاجی» است و از تأیید فروض (Premises) آنها استنتاج می شود. روش استقرایی «تجربه خاص» به دلیل چندگانگی علل نمی تواند به کار رود. افزون بر آن، از آنجا که برای شامل شدن تعداد بسیار بزرگتری از عوامل علی بدون از میان بردن «جدایی» علم اقتصاد و گنجاندن آن در یک علم اجتماعی عمومی راه دیگری وجودندارد. لذا این نادقیق بودن یک ویژگی اجتناب ناپذیر علم اقتصاد به عنوان یک رشته جداگانه است. علم اقتصاد به طور اجتناب ناپذیری تنها علم «گرایش ها» است.

 

+ نوشته شده در  شنبه بیست و هفتم آذر 1389ساعت 11:31  توسط زهرا نجار زاده  |